تبلیغات
سه راه شهادت - مطالب شهریور 1390
سه راه شهادت
شهادت نردبام آسمان بود!
شنبه بیست و ششم شهریور 1390 :: نویسنده : رها عرفان

   بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت هنر مردان خداست

مطالبی که می خوانیم مروری است بر خلاصه نامۀ شهید حسنعلی بابایی که در تاریخ 4/4/67 در جزیره مجنون به فیض شهادت نائل آمد و پسکر پاک و مقدسش پس از 8 سال فراغ به آغوش پر مهر بسیجیان و خانوادۀ چشم انتظارش بازگشت و علتی برای یاد آوری هشت سال حماسۀ حسینی جوانان ایرانی گشت .  

بنام اللّه پاسدار حرمت خون شهیدان

... برادران خوبم قصدم از نوشتن نامه برای شما نامه نگاری نیست بلکه هدف گویا کردن مسئله ای است که اکنون ملت ما جوانان ما را از مسیر انقلاب و اسلامی منحرف و گمراه می کند تا انقلابمان را نابود کنند پس خصوصاً شما برادران بسیجی و آیندگان این انقلاب و ادامه دهندگان راه شهدا خصوصاً شهید محسن عبدی و دیگر شهدای پایگاه شهید چاووشی خیلی باید کوشا و هوشیار باشید و سعی کنید همیشه به جلسات بسیج بیایید و این سنگر مهم در پشت جبهه را ترک نکنید برای یک لحظه و یک حدیث گفتنی و یا حتی برای نشان دادن خود به مخالفین این انقلاب هم که شد خودتان را در مساجد این سنگر های محکم نشان دهید و جلسه بسیج برقرار سازید و حی اگر می توانید برای جذب کردن نیرو های مؤمن و فعال و آوردن آنها به جلسه بسیج و به پر جمعیت کردن و به پر معنویت کردن جلسه بپردازید زیرا که همه این کار ها به خاطر پایمال نشدن خون و هدف مقدس شهدا و پیروزی و سر بلندی اسلام بر کفر جهانی (آمریکا و مزدورانش) است ارزشی بس بالا و مهم دارد ، زیرا به این طریق و راه است که می توان به خدا نزدیک شد و از طرفی هم ادامه دهندۀ راه شهید عزیزمان محسن عبدی باشیم و اگر می خواهید که همیشه در مسیر اسلام و قرآن و انقلاب باشید و بسیج از یادتان نرود ، در هر روز حتی برای یک لحظه هم که شده به مزار شهید عبدی و دیگر شهدای شهرمان بروید و در باره هدف و خاطرات و راه این شهیدان تحقیق و دقت کنید تا شیطان لعنتی بر شما وسوسه نکند و شما را گمراه نکند و در ضمن این نصیحت حقیرانه را از من بپذیرید که می خواهم بگویم هر یک از شما حتما سعی کنید وقت شروع کارتان با یاد خدا و داشتن وضو و نیت خالص از منزل خارج شوید و همچنین سعی کنید که در میان مردم الگو و نمونه باشید چرا که یک خصلت خوب بسیجی الگو و نمونه بودن او در میان عموم مردم است و در واقع دیگران با دیدن شما برادران خوب به حیرت و شگفت می افتند و از این راه جذب انقلاب و جبهه ها می شوند . یکی از معصومین می فرمایند: « مؤمن کسی است که انسان از دیدن چهرۀ او به یاد خدا بیافتد » ....

                                                                                                                                             والسلام

فرستنده : خوزستان _ هفت تپه _ / منطقه جنگی / حسن بابایی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 :: نویسنده : رها عرفان

بسم الله الرحمن الرحیم


شهید حسنعلی بابائی

شهید حسنعلی بابائی

تاریخ تولد: 1350

تاریخ شهادت : 1/4/67

محل شهادت : جزیره مجنون (تک دشمن)



وصیت نامه را بخوان...


نوع مطلب : وصیت نامه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه پنجم شهریور 1390 :: نویسنده : رها عرفان

"بنام الله پاسدار خون شهیدان"

باز هم سلام؛ نمی دانم چگونه دلتنگی هایم را همانند یک موج وحشی به ساحل دل ارغوانیتان روان کنم! گاهی راه را گم می کنم! گاهی آنقدر دلتنگتان می شوم که ذهن بیچاره ام هم در خودش گم می شود؛ آخر شما آنقدر بزرگید ، رئوفید و مهربانید که من کم می آورم!

عکو جان سلام ؛ می دانی چقدر دلتنگت هستم؟! معلوم است که می دانی! امّا پس چرا پاسخی برای این همه دلتنگی من نمی گذارید؟

نمی دانم؛ نه می دانم! هنوز لایق دیدارتان نشده ام!هنوز در خویشتنِ خویش گرفتارم!

امّا کی می شود که برق نگاهتان آبشاری شود بر دل کوچک من؟

باز هم دلم هوای گریه دارد و باز هم اشک هایم جویی می شود به روی گونه های کودکانه ام برای دیدن آن چشم های با صلابتتان!

عمو جان؛ امسال ماه میهمانی خدا، هوا بسیار گرم بود؛ پدرم می گفت شما که هنوز به سن تکلیف هم نرسیده بودید هم در آن گرمای تابستان روزه می گرفتی و هم کار می کردید!!!!

ما که دیگر جای غر زدن برایمان نمی ماند! از شرم سرخ می شویم!

عمو جان: فقط دو بال می خواهم ، دو بال سبک و بی درنگ برای پرواز ، اما نمی دانم آن بال ها را کجا جا گذاشته ام! آن بال های کوچک نارنجی ـ که وقتی که پیش خدا بودیم ـ پشت ابر ها در آن کوچه پس کوچه های نور با دیگر بچه ها بازی می کردیم!

نکن بال هایم را آنجا ـ پشت آن دیوار بلند ـ جا گذاشته باشم !

آن وقت چه کنم؟ آن وقت چگونه ـ بدون آن بال های نارنجیِ کوچکم ـ پیش شما بیایم ؟ آن وقت ....

عمو جان؛ دستم را بگیر ، بلندم کن تا شاید دستم به آن طرف دیوار برسد و بال هایم را بردارم! آن وقت است که می آیم و باز هم پشت ابر ها سَرَک می کشم و در کوچه پس کوچه های نور شیطنت می کنم و آن وقت است که دیگر دلتنگ نمی شوم!

چون همیشه در کنار شما خواهم بود!

عمو جان؛ این دلتنگی های من که پایانی ندارد، تو دستم را بگیـــــــــر!!!....................




پ.ن : باز هم من دلتنگ شدم و به جان این دفتر افتادم و با قلم خونینم به دل آتشینش می زنم! بوی شهدا را احساس نمی کنید؟ بوی ظهور را؟ بوی مهدی (عج) را ؟.......................... کمی از دلتنگی هایمان برایشان بنویسیم! منتظر شنیدن دلتنگی هایتان هستم!

د.ن : آگر مایل نیستید نوشته هایتان را فقط خودم می خوانم و تایید نمی کنم! در نوشتن دلتنگی ها عجله کنید!!

                                                                                                                "رها عرفان"





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه سوم شهریور 1390 :: نویسنده : رها عرفان
بسم الله ارحمن الرحیم

شهید حسینعلی بابائی

تاریخ تولد:  1345

تاریخ شهادت : 1365

محل شهادت : ام الرّصاص

گوشه ای از وصیت نامه شهید حسینعلی بابائی :

دوست دارم همچو یاران در ره یزدان بمیرم

                                 در جهاد فی سبیل الله در میدان بمیرم

دوست دارم کز عمرم نیمه روزی باقی مانده

                               خیزم  از بستر ز سنگر همچو جانبازان بمیرم






نوع مطلب : وصیت نامه ها، دست نوشته ی شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه دوم شهریور 1390 :: نویسنده : رها عرفان

بسم الله ارحمن الرحیم


شهید احمد قائمی

بسیجی شهید احمد قائمی

تاریخ تولد : 1348

تاریخ شهادت : 1366

محل شهادت :  قله ی ماووت عراق




وصیت نامه را بخوان...


نوع مطلب : وصیت نامه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه یکم شهریور 1390 :: نویسنده : رها عرفان

بسم الله ارحمن الرحیم



شهید خلیل قربانیان

 بسیجی شهید خلیل قربانیان

تاریخ تولد : 1343

تاریخ شهادت : 31/6/1361

محل شهادت : در یکی از دفاتر حزب جمهوری اسلامی ترور شدند



وصیت نامه را بخوان...


نوع مطلب : وصیت نامه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

غروب ، سکوت ، درخت ...
خورشید
آرام آرام
پشت ابر ها پایین می رود و
سفیدی ابر ها را به زرد و نارنجی
ملایم تبدیل می کند.

حالا می شود درست
به تنه درخت کجی
تکیه داد
و ساعت ها
به آسمان خیره شد
و
وشاید کمی اندیشید
و
اندیشید ....................................
مدیر وبلاگ : رها عرفان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :