تبلیغات
سه راه شهادت - "وصیت نامه سردار شهیدعلیرضا یوسفی"
سه راه شهادت
شهادت نردبام آسمان بود!
چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390 :: نویسنده : رها عرفان
بسم الله الرحمن الرحیم


سردار شهیدعلیرضا یوسفی

تاریخ تولد: 1339/1/11

تاریخ شهادت:
1365/4/10

محل شهادت: ام الرصاص

شهیدی از شهر امیرکلا(مازندران)

« من‌ طلبنی‌ وجدنی‌ و من‌ وجدنی‌ عرفنی‌ و من‌ عرفنی‌ عشقنی‌ و من‌ عشقنی‌ عشقته‌ و من‌ عشقته‌ قتلته‌ و من‌ قتلته‌ فعلی‌ دیته ‌و من‌ علی‌ دیته‌ فانا دیته »‌ ) حدیث‌ قدسی‌(

هر كس‌ كه‌ مرا طلب‌ كند، خواهد یافت و هر كس‌ كه‌ مرا بیابد، خواهد شناخت‌ و هر كس‌ كه‌ مرا بشناسد، عاشقم‌ خواهد شد و هر كس‌ كه‌ عاشقم‌ شود، عاشقش‌ خواهم‌ شد و هر كس‌ عاشقش‌ گردم‌، او را خواهم‌ كشت‌ و هر كس‌ را كه‌ بكشم، دیة‌ او برگردن‌ من‌ خواهد بود و هر كس‌ كه‌ دیه‌اش‌ بر گردن‌ من‌ باشد، دیه‌اش‌ را خواهم‌ پرداخت‌، پس‌ من‌ دیه‌اش‌ هستم‌.

 ستایش‌ خداوند سبحان‌ و درود بر رسول‌ اكرم‌(صلی الله علیه و آله) ائمة‌ اطهار بالاخص‌ حضرت‌ مهدی‌ (ارواحنا له‌ الفدا) ونایب‌ بر حقش‌ امام‌ خمینی‌ (روحی‌ له الفدا) رهبر كبیر انقلاب‌ اسلامی‌ و شهدای‌ كربلا و شهدای‌ انقلاب‌ ما و ملت‌ شهید پرور و با سلام‌ بر پدر و مادر و خواهرها و برادرانم‌ و تمام‌ دوستان‌ و آشنایان‌ مخصوصاً برادران‌ طلبه‌. اما بعد از ثنا و دعا، چون‌ بر هر مسلمان‌ لازم‌ است‌ وصیتنامه‌ای‌ داشته‌ باشد، لذا این جانب‌ بر حسب‌ وظیفه‌ چند كلامی‌ با شما به‌ عنوان‌ وصیتنامه‌ صحبت‌ می‌كنم‌: از آنجا كه‌ دفاع‌ از اسلام‌ و مملكت‌ اسلامی‌ بر همة‌ امت‌ اسلام‌ واجب‌ است‌، لذا برخود وظیفه دانستم‌ تا در این‌ راه‌ )فی‌ سبیل‌ الله‌) گام‌ نهم‌ و پاسداری‌ برای‌ اسلام‌ و در دفاع‌ از كشور اسلامی‌ بر متجاوزین‌ ومظاهر فساد و پلیدی‌، مبارزه‌ نمایم‌، یا آنها را بكشم‌ و یا اینكه‌ خود در این‌ راه‌ كه‌ هدفم‌ اسلام‌ و مرادم‌ الله‌ و مقصدم‌ شهادت ‌است‌، به‌ خواست‌ خدا نایل‌ آیم‌. بر همین‌ اساس‌ و رسالت‌ و مسئولیتی‌ كه‌ حس‌ نمودم‌، و به‌ پیروی‌ از مولایم‌ و سرورم‌ و عزیزم‌ و روحم‌ و جانم‌، سرور شهیدان‌ حسین‌ بن‌ علی‌(علیه السلام‌) كه‌ فرمود: «ان‌ كان‌ دین‌ محمد لم‌ یستقم‌ الا بقتلی‌ فیا سیوف‌ خذینی‌» (اگر دین‌ جدم‌ محمد(صلی الله علیه و آله) پایدار نمی‌شود الا به‌ كشته‌ شدنم‌، پس‌ ای‌ شمشیرها مرا دریابید) لذا من‌ هم‌ به‌ مثل‌ حسین‌ (علیه السلام‌) خطاب‌ می‌كنم‌ و می‌گویم‌: اگردین‌ روح‌ الله‌ ـ روحی‌ فداه ـ كه‌ همان‌ دین‌ محمد(صلی الله علیه و آله‌) است‌، پایدار نمی‌شود الا به‌ كشته‌ شدنم‌، پس‌ ای‌ تیرها (ای‌ خمپاره‌ها و ای‌ توپها) مرا دریابید و تكه‌ تكه‌ كنید تا این‌ انقلاب‌ كه‌ همان‌ بر پا دارندة‌ پرچم‌ دین‌ محمد(صلی الله علیه و آله‌) است‌، به‌ دست ‌صاحبش‌ حضرت‌ مهدی‌(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) برسد. لذا بر این‌ اصل‌ كه‌ همان‌ پاسداری‌ و حراست‌ از انقلاب‌ كبیر اسلامی‌ كه‌ خونبهای‌ 160 هزار شهید و مجروح‌ است‌، در جبهة‌ حق‌ علیه‌ باطل‌ می‌روم‌ و به‌ جنگ‌ علیه‌ ضد خدا می‌پردازم‌. چون‌ من،‌ گام‌ نهادن‌ در این‌ مسیر را یك‌ فریضه‌ می‌دانم و به‌ فرمودة‌ امام‌ عزیزم‌ ـ روحی‌ فداه ـ اگر دشمن‌ راشكست‌ دهیم‌، پیروزیم و اگر كشته‌ شویم‌، باز هم‌ پیروزیم‌. و حال‌ اگر كشته‌ شویم‌، باز زنده‌ هستیم‌. چرا كه‌ قرآن‌ می‌فرماید: «ولا تقولوا لمن‌ یقتل‌ فی‌ سبیل‌ الله‌ امواتٌ بل‌ احیاءٌ ولكن‌ لاتشعرون‌» (بقره/154)؛ نگویید شما به‌ كسانی‌ كه‌ كشته‌ شدن‌ در راه‌ خدا، مرده‌اند ؛ بلكه‌ آنها زنده‌ هستند ولكن‌ شما درك‌ نمی‌كنید. به‌ هر حال‌ ای‌ پدر و مادر عزیزم‌! اگر توفیق‌ شهادت‌ نصیبم‌ شد، دو ركعت‌ نماز شكر به‌ جا آورید و از خداوند منان‌ تشكركنید كه‌ این‌ سعادت‌ را به‌ شما و به‌ این‌ حقیر داده‌ است‌. چرا كه‌ به‌ جایی‌ می‌رویم‌ كه‌ ملكوتش‌ نامند ؛ آنجا كه‌ بهشتش‌ نامند. زندگی‌ ذلت‌ بار را هیچ‌ وقت‌ قبول‌ نمی‌كنم‌ و نخواهم‌ كرد. مرگ‌ سرخ‌ و شهادت‌ را بر آن‌ ترجیح‌ می‌دهم‌. سفارشی‌ به‌ شما خانوادة‌ عزیزم‌ و آن‌ این‌ است‌ كه‌ فرمودة‌ امام‌ عزیز را جامة‌ عمل‌ بپوشانید و همگام‌ با روحانیت ‌حركت‌ خود را تنظیم‌ كنید. و سفارشی‌ به‌ شما برادران‌ خوبم‌ و برادران‌ طلبه‌ام‌ و حزب‌ اللهی‌: برادران‌ عزیز! حضرت‌ مهدی‌(عجل الله تعالی فرجه‌) را فراموش‌ نكنید. ضمناً به‌ شما طلبه‌‌ها سفارشی‌ می‌كنم‌ صفای‌ محمود را، نالة‌ حمید را، سوز فراق علیرضا (عسگریان‌) را

پشتكار مهدی‌ آخوندیان‌ را، یابن‌الحسن گفتن‌ محمد علیزاده‌، شجاعت‌ عباس‌ یوسفیان‌ را و گذشت‌ رضا را نصب‌ العین‌ خود قرار دهید. چرا كه‌ همة‌ این‌ خصوصیت‌ها در همة‌ رفقا بود. اما هر یك‌ از این‌ خصوصیات به‌ نظر این جانب‌ خصوصیت‌ بارز هر شخص‌ مذكور بود.... از خواهرانم‌ می‌خواهم‌ همچون‌ زینب‌ كبری(سلام‌الله‌علیها)‌ پیام‌ خون‌ شهدا را كه‌ مظلومیت‌ ائمه‌ را در هر عصر و زمان‌ می‌رساند، به‌گوش‌ مردم‌ برسانند از دو جهت‌: 1- به‌ خاطر این كه‌ مسؤولیتی‌ بر گردن‌ شما نباشد 2- اتمام‌ حجت‌ با تمام‌ مردم‌؛ تا دلیل‌ نیاورند بر این كه‌ ما نمی‌دانستیم‌ ومتوجه‌ نبودیم‌. ‌ای‌ عزیزان! خدا را چنان‌ پرستش‌ كنید كه‌ او را می‌بینید. اگر شما او را نمی‌بینید، او شما را می‌بیند. قدم‌ اول‌ عبادت‌ و بندگی‌ آفریدگار، شناسایی‌ اوست‌، ای‌ عزیزان‌! حضرت‌ رسول‌(صلی الله علیه و آله‌) فرمود: خداوند اهلبیت‌ مرا در میان‌ امت‌ من‌ چون‌ كشتی‌ نوح‌ قرار داده‌ كه‌ هر كه‌ سوار آن‌ شده،‌ نجات‌ یافت‌ و هر كس‌ به‌ آن‌ پشت‌ كرد، هلاك‌ گشت‌، پس‌ ای‌ عزیزان! به‌ این‌ كشتی‌ نجات‌ بچسبید و خود را به‌ ساحل‌ سعادت‌ برسانید. و توصیة‌ مهم‌ این‌ است‌ كه‌ مواظب‌ باشید مرگ‌ به‌ هنگام‌ غفلت‌ گریبانتان‌ را نگیرد. اگر توفیق‌ شهادت‌ نصیبم‌ شد، مرا در قطعة‌ شهدای‌ روحانیت‌ یعنی‌ همان‌ ردیف‌ اول‌ كه‌ حمید و مهدی‌ و دیگر عزیزان ‌دفن‌ هستند، حتماً دفن‌ كنید نه‌ در زیر پایشان‌ و اگر من‌ با آقای‌ خردمندی‌ با هم‌ شهید شدیم‌، سعی‌ كنید هر دو تا را كنار هم ‌دفن‌ كنید و در موقع‌ دفن بگویید یكی‌ از برادران‌ مداحی‌ كنند و قسمت‌ آخر زیارت‌ عاشورا را كه‌ همان‌ «السلام‌ علیك‌ یا اباعبدالله‌ ...»‌ -همان‌ قسمتی‌ است‌ كه‌ قبل‌ از مصیبت‌، من‌ می‌خواندم‌- بخوانند و در حین‌ خواندن‌، جنازه‌ام‌ را با ذكر یا حسین‌ یا حسین‌ دفن‌ كنید. بعد از اتمام‌ مراسم‌ دفن‌، قبل‌ از لحد گذاشتن‌ سلامی‌ به‌ آقا امام‌ زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه)‌ بدهید و در حین‌ سلام‌ به‌ آقا امام‌ زمان‌، لحد را بگذارید تا قبرم‌ از ذكر حسین‌ و مهدی‌، این‌ فرزندان‌ زهرا پر شود تا دیگر نكیر و منكر قبل‌ ازسؤال‌ كردن‌، جواب‌ خودشان‌ را از ذكر این‌ عزیزان‌ بگیرند. برادر جان‌! راضی‌ نیستم‌ در مراسم‌ ولخرجی‌ شود، فقط شب‌ سوم بگیرید، به‌ همان‌ نان‌ و آب‌ گوشت‌ اكتفا كنید و اگر غیر از این‌ شود، راضی‌ نیستم‌. در مراسم‌ هفتم‌ و چهلم‌ هم‌ غذا ندهید ؛ فقط‌ اگر مراسم‌ دعا را خواستید، سخنرانی‌ شود. و همچنین‌ عزیزان‌، ان‌ شاء الله‌ در مراسم‌ عزایم‌ مصیبت‌ مرا كم‌ بخوانید؛ مصیبت‌ ائمة‌ هدی‌ را بخوانید. در‌ این‌ مجالس‌هست‌ كه‌ باید گفته‌ شود بر سر حسین‌ چه‌ آمده‌، بر سر علی‌ چه‌ آمده‌، بر سر فاطمة‌ زهرا چه‌ آمده‌. ما خون‌ دادیم‌ تا یاد این‌ بزرگواران‌ زنده‌ بماند. برادر جان‌! لذا حتماً مصیبت‌ امام‌ حسین‌ و حضرت‌ زهرا و علی‌ و مظلومیت‌ این‌ بزرگواران‌ گفته‌ شود... چند كلمه‌ای‌ درد دل‌ با خودم‌: خدایا، بارالها، معبودا، معشوقا، مولایم‌! من‌ ضعیف‌ و ناتوان‌ دوست‌ دارم‌ چشم‌هایم‌ را دشمن‌ در اوج‌ دردش‌ از حدقه‌ در فاو در آورد و قلبم‌ را در جای‌ دیگر خط‌ مقدم‌، آماج‌ رگبار هایش‌ كند و سرم‌ را در جای‌ دیگر از تن‌ جدا نماید تا در كمال‌ فشار و آزار، دشمنان‌ مكتبم‌ ببینند كه اگر چه‌ چشم‌ها، دست‌ها و پاها و قلب‌ و سینه‌ و سرم‌ را از من‌ گرفته‌اند، اما یك‌ چیز رانتوانسته‌ از من‌ بگیرند و آن‌ ایمان‌ و هدفم‌ است‌ كه‌ عشق‌ به‌ الله‌ و معشوقم‌ و به‌ مطلق‌ جهان‌ هستی‌ و عشق‌ به‌ شهادت‌، عشق‌ به‌ امام‌ و اسلام‌ و عشق‌ به‌ حضرت‌ مهدی‌(عجل الله تعالی فرجه‌) است‌. الهی‌، معبودا! هیهات‌ كه‌ بیست‌ و چند سال‌ از عمرم‌ گذشت‌ و هنوز اندر خم‌ یك‌ كوچه‌ام‌. زیرا كه‌ از نعمت‌های‌ پاكت‌ كه‌ به‌ من‌ داده‌ شده‌، سپاسگزاری‌ نكردم‌ و به‌ جای‌ سپاس‌، گناه‌ كردم‌ و شرمنده‌ام‌. ای‌ خدا!‌ ستار العیوب‌ باش‌ روز قیامت؛. آن‌ روزی‌ كه‌ واحسرتاست‌؛ روزی‌ كه‌ گناهان‌ آشكار می‌شود. تازه‌ علاوه‌ بر همة‌ اینها از نعمت‌ بزرگت‌ كه‌ همان‌ امام‌ و رهبر و مرجع‌ تقلیدم‌، روح‌ خداـ روحی‌ له‌ الفداـ امام‌خمینی‌ است‌، بهرة‌ لازم‌ نجستم و آن‌طور كه‌ باید در گفتارش‌ نظر كنم‌ و او را بیشتر بشناسم‌، نشناختمش‌. افسوس‌ و صد افسوس‌ كه‌ با او، هم عصر بودم‌ ولی‌ از ولایتش‌ آنچنان‌ كه‌ باید بهره‌ نجستم‌ و به‌ فرامینش‌ نیاندیشیدم‌. بار الها! به‌ من‌ در این‌ مدت‌ كم‌ یا زیادی‌ كه‌ از عمرم‌ باقی‌ است‌، آنچنان‌ توفیقی‌ به حق‌ زهرا (سلام‌ الله‌ علیه )عنایت‌ فرما تا آنچنان‌ كه‌ شایسته‌ است‌ از ولایتش‌ بهرة‌ لازم‌ را بجویم‌. الهی‌، معبودا، مقصودا، هستیا! خودت‌ در قرآنت‌ فرمودی: «لن‌ تنالوا البر حتی‌ تنفقوا مما تحبون‌»(آل‌عمران/92) شما هرگز به‌ مقام‌ نیكوكاران‌ و خاصان‌ خدا نخواهید رسید مگر آن كه‌ از آنچه‌ دوست‌ می‌دارید، در راه‌ خدا انفاق كنید. خدایا، الهی‌! من‌ عزیزترین‌ چیز خودم‌ كه‌ جانم‌ است‌ را در راهت‌ انفاق می‌كنم‌. ای‌ خدا، ای‌ معبودا! تو را به‌ حق‌ زهرا )سلام‌ الله‌ علیها) تو را به‌ حق‌ مهدی‌ و به‌ حق‌ علی‌ و مظلومیتش‌، خدا قسمت‌ می‌دهم‌ این‌ انفاق را در راهت‌ به‌ احسن‌ وجه‌ قبول‌ بفرما، آمین‌.

قال‌ علی‌ (علیه السلام‌): «الدنیا دار الممر و لا دار المقر»؛ دنیا جای‌ مرور است‌ نه‌ جای‌ قرار. قرار و آرامش‌ در آخرت‌ است‌. از این‌جهت‌، آخرت‌ به‌ دار القرار معروف‌ می‌شود. زیرا متحرك‌ وقتی‌ به‌ مقصد رسید، می‌آرامد و در بین‌ راه‌ آرامش‌ ندارد. بله‌، دنیا محل‌ عبور است‌ و آخرت‌ محل‌ قرار. پدر و مادر عزیز! مردم‌ در دنیا دو دسته‌اند: عده‌ای‌ خودشان‌ را فروخته‌اند به‌ هلاكت ‌رسیدند و عده‌ای‌ خودشان‌ را خریدند و به سعادت رسیدند. یعنی‌ بعضی‌ها خودشان‌ را به‌ غیر خدا فروختند، به‌ هوا و هوس‌ و به‌ متاع‌ اندك‌ فروختند. به‌ اعتبار دیگر به‌ دنیا فروختند و خود را به‌ هلاكت‌ رساندند. كسی‌ كه‌ خویشتن‌ خویش‌ را فروخت‌ و به‌ دست‌ هوس‌ داد، دیگر حافظی‌ برای‌ او نمی‌ماند. او سرمایه‌ را فروخت‌، او جایی كه‌ حقیقت‌ و نفس‌ انسانی‌ است‌، او را فروخت‌ و خوی‌ حیوانیت‌ گرفت‌؛ انسانیت‌ را هلاك‌ كرد. این‌ همان ‌كسی‌ است‌ كه‌ «قد خاب‌ من‌ دسیها»(شمس/10). فرمود: این‌ گروه‌ اول‌ حقیقت‌ خویش‌ را فروختند و او را به‌ هلاكت‌ انداختند. پس‌ ای‌ عزیزان‌! مواظب‌ باشید. گناه‌، انسان‌ را به‌ هلاكت‌ می‌رساند و طاعت،‌ انسان‌ را به‌ آزادی‌. بله،‌ پدر عزیزم‌! درود خدا بر تو باد كه‌ با امضا نمودن‌ رضایتنامه‌ برای‌ من‌ در دفعة‌ اول‌ كه‌ به‌ جبهه‌ می‌رفتم‌، در اصل ‌شهادتنامة‌ مرا امضا كردی‌. مادر جان! فراموش‌ نمی‌كنم‌ ایام‌ نوجوانی‌ را كه‌ در كلاس‌ ابتدایی‌ درس‌ می‌خواندم‌. اگر مریض‌ می‌شدم‌، به‌ علت‌ نداشتن‌ پول‌، مجبور بودید مرا كه‌ مریض‌ بودم‌ به‌ كولتان‌ بگیرید و اردك‌ و مرغ‌ خانگی‌ را می‌بردید و می‌فروختید تا مرا به‌ دكتر ببرید. بله‌ مادر! هنوز آن‌ كوچكی‌، خوب‌ یادم‌ هست‌ كه‌ با چه‌ سختی‌ها مرا بزرگ‌ كردید. همچنین‌ شما پدر بزرگوار، زحمت‌ شما هم‌ برای‌ من‌ روشن‌ است‌ كه‌ با چه‌ سختی‌ صبح‌، اذان‌ از خانه‌ بیرون‌ می‌رفتی‌ تا شاید چیزی‌ به‌ دست‌ بیاورید تا در مقابل‌ زن‌ و بچه ‌خجالت‌ نكشید. پدر و مادر جان‌! خدا را شكر كنید. به‌ یاری‌ الله‌ الان‌ دست‌ شما به‌ دهانتان‌ می‌رسد و می‌توانید زندگی‌ خود را بگردانید. همة‌ اینها به‌ جای‌ خودش‌ اما مسأله‌، مسأله‌ اسلام‌ است‌. همان طور كه‌ یكی‌ از ابعاد خلقت‌، به‌ آزمایش‌ در آوردن‌ انسان‌هاست‌ كه ‌قرآن‌ هم‌ صریحاً می‌فرماید: «بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌، الم‌، احسب‌ الناس‌ ان‌ یتركوا ان‌ یقولوا امنا و هم‌ لا یفتنون‌»(عنكبوت/1و2) آیا مردم‌ چنین‌ پنداشتند كه‌ به‌ صرف‌ این كه‌ گفتند ما با خدا ایمان‌ آوردیم‌، رهاشان‌ كنند و بر این‌ دعوی‌ هیچ‌ امتحانشان‌ نكنند؟ چرا، و در آیة‌ بعدی‌ می‌فرماید: ما امتی‌ را كه‌ پیش‌ از اینان‌ بوده‌اند، به‌ امتحان‌ و آزمایش‌ در آوردیم‌ تا خدا دروغگویان‌ را از راستگویان‌ كاملاً معلوم‌ كند. بر همین‌ اساس‌ است‌ كه‌ شعار بدون‌ عمل‌ فایده‌ ندارد. پدر و مادر جان‌! آیا یادتان‌ رفته‌ كه‌ در ماه‌ محرم‌ قبل‌ از انقلاب‌ كه‌ همة‌ مردم‌ به‌ تكیه‌ برای‌ عزاداری حسین‌ می‌رفتیم‌ كه‌ مداح‌، مصیبت‌ امام‌ حسین‌ می‌خواند، شرمنده‌ می‌شدیم‌ كه‌ خدا چرا ما نبودیم‌ تا از اسلام‌ دفاع‌ كنیم‌؟ حال‌ موقعیت‌ پیش‌ آمده ‌چرا هنوز باید بنشینیم‌؟! باید برخیزیم‌ وبا یك دست‌ سلاح‌ و با یك دست‌ قرآن برداشته با تمام‌ شیاطین‌ بجنگیم‌ و اسلام‌ و این‌ انقلاب‌ را به‌ رهبری‌ امام‌ امت‌ به‌ گوش‌ تمام‌ مستضعفان‌ جهان‌ برسانیم‌. سخنی‌ چند با پدرم‌: ای‌ پدر مهربانم‌! ای‌ پدر عزیز و گُهربارم! من‌ به‌ آرزوی‌ خود كه‌ همان‌ شهادت‌ در راه‌ خدا می‌باشد، رسیدم‌. اولین‌ علت‌ آن‌ فطرت‌ خداشناسی‌ یا به‌ عبارت‌ دیگر ذات‌ درونیم‌ بوده‌، و دومین‌ علت‌ تربیت‌ صحیح‌ شما و مادرم ‌نسبت‌ به‌ فرزندانتان‌ بوده‌ است‌. پدر جان‌! همان طوری‌ كه‌ شما مرا به‌ این‌ سن‌ رساندی‌، امید داشتی‌ كه‌ من‌ در دوران‌ زندگی‌ام‌ عصای‌ دست‌ شما باشم‌، ولی‌خواست‌ و مشیت‌ خدا این‌ بود كه‌ امانتی‌ را [كه‌] به‌ شما داده‌، پس‌ بگیرد. و شما پدر عزیز! باید خوشحال‌ باشی‌ كه ‌امانتی‌ را به ‌پروردگار خود تحویل‌ دادی‌ و خوب‌ از او مواظبت‌ كردی‌ و نگذاشتی‌ كه‌ باطل‌ شود. آری‌، من‌ بیشتر نمی‌توانم‌ در مقابل‌ شما عرض‌ ادب‌ كنم‌. چون‌ توصیف‌ شما بالاتر از این‌ است‌ كه‌ بخواهم‌ روی‌ كاغذ‌ بیاورم و امیدوارم‌ كه‌ حلالم‌ كرده‌ باشی‌. سخنی‌ چند با مادرم‌: ان‌شاءالله‌ عصای‌ آخرت‌ شما گردم‌. مادر مهربانم‌، مادرم‌! احسن‌ بر شما، واقعاً خیر و سعادت‌ فرزندت‌ را می‌خواستی‌. مانع ‌عزیمتم‌ نشدی‌؛ بلكه‌ تشویقم‌ می‌كردی‌ و مرا با دستان‌ خود به‌ سوی‌ لقاءالله‌ می‌فرستادی‌. من‌ نمی‌دانم‌ چه‌ بگویم‌؟ فقط ‌می‌توانم‌ بگویم‌ كه‌ فاطمة‌ زهرا(سلام الله علیها) را زیارت‌ كنی‌. آری‌ مادر عزیزم! خدا از تو راضی‌ و خشنود است‌. مادر! من‌ اگر شهید شدم‌، سعی‌ كنید شما شال عزا‌ بر سر مگذار، بلكه‌ كوه‌ باش‌ و چون‌ كوه‌ استقامت‌ كن‌. لحظه‌ای‌ از نام‌ و یاد خدا غافل‌ مباش‌.در راه‌ دین‌ بكوش‌ كه‌ هر چه‌ بكوشی‌ باز كم‌ است‌. قامتت‌ را بلند گیر و نوای‌ «الله‌ اكبر، خمینی‌ رهبر» را سر ده‌ و فریاد شهیدان‌ راه‌ خدا را به‌ مردم‌ برسان‌ كه‌ همانا فریاد پیروی‌ كردن‌ از خدا و قرآن‌ و خمینی‌ است‌ و همچنین‌ بر روی‌ دَرِمان‌ پرچم‌ سبز لااله‌الاالله‌ بگذارید تا دشمنان‌ كور دل‌ و زبون‌ ما رسوا شوند. می‌دانم‌ اگر سر بریده‌ام‌ را هم‌ برایت‌ بیاورند، به‌ جبهه‌های‌ نبرد پرتاب‌ می‌كنی‌ همچون‌ مادر وهب‌ و بر مزارم‌ همچون ‌زینب‌(سلام الله علیها(  استوار و مثل‌ كوه‌، محكم‌ و قرص‌ باش‌ و در مقابل‌ مشكلات‌ بستیز و مقاومت‌ كن‌ و پیرو این‌ آیه‌ باش‌ كه‌ می‌فرماید:... «انا لله‌ و انا الیه‌ راجعون‌» (بقره/156). آری‌ مادرم‌! حلالم‌ كن‌ كه‌ من‌ به‌ خدا پیوستم‌. برادرانم‌! شما باید هدفم‌ را دنبال‌ كنید و ادامه‌ دهندة‌ راهم‌ باشید و خدا را یك‌ لحظه‌ از یاد مبرید كه‌ قرآن‌ در این‌ زمینه‌ می‌فرماید: «الابذكر الله‌ تطمئن‌ القلوب‌»(رعد/28)، بله‌ با یاد خدا دل‌ها آرامش‌ می‌گیرد. در ضمن‌ در جواب‌ كسانی‌ كه‌ دهن‌ كجی‌ می‌كنند، به‌ دهن‌ آنها بزنید و این‌ دلسوزی‌ آنها را در دلشان‌ خفه‌ كنید اگر چه ‌نزدیكترین‌ كسان‌ شما هستند -یعنی‌ بستگان‌ شما- ای‌ خواهرانم‌! شما باید زینب‌(سلام الله علیها‌) را الگوی‌ خود قرار دهید و با حجاب‌ ـ گر چه‌ دارید ـ پیام‌ رسان‌ خون‌ من‌ باشید. مقداری‌ پول‌،‌ مربوط‌ به‌ من‌ است‌ و به‌ پدر و مادر داده‌ بودم‌، ان‌ شاءالله‌ سعی‌ كنید با همان‌ پول‌ من‌ به‌ مكه‌ بروید؛ اگر [چنانچه‌] كار دیگر[ی‌] برایتان‌ پیش‌ آمد، می‌توانید استفاده‌ كنید. و در ضمن‌ از خواهر بزرگوارم‌ و داماد عزیزم‌ می‌خواهم‌ كه‌ ایمان‌ عزیز را حزب‌ اللهی‌ بار بیاورند. كتاب‌های‌ حوزه‌ را اگر پدر بزرگوارم‌، مهدی‌ یا مجید قصد طلبه‌ شدن‌ را دارند، به‌ هیچ كس‌ ندهید؛ بگذارید تا اینها به‌ آنجا برسند و از آنها استفاده‌ كنند. در غیر این‌ صورت‌، كتاب‌های‌ حوزه‌ را به‌ كتابخانة‌ حضرت‌ آیت‌الله‌‌العظمی‌ مرعشی‌ نجفی ‌بدهید و یا اگر آقای‌ قائمی‌ و یا توكل‌ كسی‌ را مستحق‌ می‌دانند، به‌ آنان‌ بدهند. و اما مهدی‌ جان‌! نگو سنّم‌ زیاد است‌. ملا صالح‌ مازندرانی‌ سی‌ سالگی‌ طلبه‌ شد و درس‌ را شروع‌ كرد. تو تازه‌ بیست‌ سال ‌بیشتر ندارید. سعی‌ كنید اگر می‌توانید، طلبه‌ شوید و اگر مشكل‌ است‌، حتی‌ اگر می‌شود، یك‌ وقت‌ كار كنید و موقع‌ دیگر درس‌ قدیم‌ را حتماً بخوانید. به‌ مجید هم‌ سفارش‌ می‌كنم‌ ابتدا قرآن‌ [را] كاملاً یاد گرفته‌ و مسائل‌ را با دیگران‌ صحبت‌ كنید و حل‌ كرده‌ و بعد درس‌ را شروع‌ كند. وصیت‌ به‌ برادرانم‌: در كارها ‌ به‌ پدر و مادر كمك كنید كه‌ آنها اصلاً جای‌ خالی‌ مرا احساس‌ نكنند. واما چند كلمه‌ با مادر خوبم‌ و مادرهای‌ شهدا: اگر فرزندانتان‌ شهید شدند و دلتان‌ شكست‌، شما را به‌ پهلوی‌ شكستة‌ زهرا، شما را به‌ محسن‌ سقط‌ شدة‌ زهرا قسم ‌می‌دهم‌، اگر دلتان‌ شكست‌، با همین‌ حال‌ و با خضوع‌ در درگاه‌ خداوند منان‌، همچون‌ زهرا (سلام‌ الله‌ علیها) در آن‌ دل‌ شب‌، دعا برای‌ فرج‌ آقا امام‌ زمان‌ و سلامتی‌اش‌ و سلامتی‌ امام‌ امت‌، رهبر انقلاب‌

بكنید. والسلام






نوع مطلب : وصیت نامه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 06:31 بعد از ظهر
راستی رها خانوم یه سوال شما احیانا اهل مازندران نیستید چون هر سه تا شهیدی که تو صفحه وصیت نامشونو گذاشتید اخله یه شهر بودن
رها عرفانبله مازندرانیم.
پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 04:29 بعد از ظهر
حضرت صاحب‌الزمان علیه‌السلام در یکی از توقیعات شریف خویش می‌فرماید:
وَ أکْثِرُوا الدُّعاء بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجکُمْ
و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج، زیرا که آن فرج شماست .
(احتجاج طبرسی، ج2، ص284)

"آیت‌الله‌العظمی وحید خراسانی توصیه فرمودند:
سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات، ساعت 11 شب نیمه‌ی شعبان، به نام پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام با قرائت دعای «الّلهُم کُن لِولیک ...» فرج محمّد و آل محمّد صلوات الله علیهم اجمعین را از خداوند درخواست نمایند، و بهتر است قبل از آن با تلاوت سوره‌ی مبارکه‌ی «یس» و...."

"مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد

تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد

السلام علیک یا صاحب الزمان

بهترین هدیه به امام زمان عج ترک یک گناه است"

میلاد آخرین منجی عالم بشریت برشما مبارک باد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

غروب ، سکوت ، درخت ...
خورشید
آرام آرام
پشت ابر ها پایین می رود و
سفیدی ابر ها را به زرد و نارنجی
ملایم تبدیل می کند.

حالا می شود درست
به تنه درخت کجی
تکیه داد
و ساعت ها
به آسمان خیره شد
و
وشاید کمی اندیشید
و
اندیشید ....................................
مدیر وبلاگ : رها عرفان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :